یازده ماهگی
نمیدانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم یا نفسم را به اندازه ی تو ؟ نمیدانم چون تو را دوست دارم نفس میکشم یا نفس میکشم که تو را دوست بدارم ؟ نمیدانم زندگیم تکرار دوست داشتن توست یا تکرار دوست داشتن تو زندگیَم ؟ تنها میدانم ، بسیار میخواهم تو را ....................... عاشق بازي كردن با وسايل خونه .. ياد گرفتي از مبل و تخت و هر چيزي كه بتوني پاهاتو روش بزاري بالا بري .. دست زدن به همه چي حتي گيتار بابا ... خوابه خوشجلت و اينم اسب اجدادي كه نسل به نسل به تو رسيده !! اول مال ياسمن خواهرت بوده بعد من دادم به برديا پسر خاله اي و از اونجا كه خاله همه چيز ...
نویسنده :
مامان عاطفه
12:34









